پیشنهاد آموزشی

ضرورت آینده پژوهی در آموزش مهندسی

در دنیای امروز تغییرات با آهنگی پرشتاب‌تر از گذشته رخ می‌دهند. تغییرات فناوری، و به‌دنبال آن تغییر در دیگر جنبه‌های زندگی، افزایش روزافزون وابستگی متقابل کشورها و ملل، تمرکز زدایی جوامع و نهادهای موجود، که به‌دلیل گسترش فناوری اطلاعات، شتاب بیشتری یافته‌است؛ تمایل روزافزون به جهانی‌شدن، به‌همراه حفظ ویژگی‌های ملی، قومی و فرهنگی و بسیاری عوامل دیگر، لزوم درک بهتر از «تغییرات» و «آینده» را برای دولت‌ها، کسب وکارها، سازمان‌ها و مردم ایجاب می‌کند. گرچه آینده اساساً دارای عدم قطعیّت است، با این همه آثار و رگه‌هایی از اطلاعات و واقعیات، که ریشه در گذشته و حال دارند، می‌توانند رهنمون ما به آینده باشند. عدم قطعیت نهفته در آینده برای برخی، توجیه کنندۀ نداشتن دور اندیشی آنان است و برای عدّه‌ای دیگر منبعی گرانبها از فرصت‌ها. آینده‌پژوهی[1]شامل مجموعه تلاش‌هایی است که با جستجوی منابع، الگوها، و عوامل تغییر یا ثبات، به‌شبیه سازی آینده و برنامه‌ریزی برای آن می‌پردازد. آینده‌پژوهی بازتاب دهندۀ چگونگی زایش واقعیت «فردا» از دل تغییرات (یا ثبات) «امروز»، است. موضوعات آینده پژوهی در برگیرنده گونه‌های ممکن، محتمل و مطلوب برای دگرگونی از حال به‌آینده است [1 و 2].

     در عصری که آینده نگری و پیش‌بینی وقایع از اهمیت ویژه‌ای در سطح جهان برخوردار شده است، مراکز پژوهشی و پژوهشگران ما بیشتر به‌دنبال حوادث حرکت می‌کنند. به‌عنوان مثال، باید دریاچه ارومیه خشک شود، یا ریزگردها به تهران برسند، یا خشکسالی فراگیر شود و یا سد گتوند آبگیری کند و رود کارون را شور نماید تا متخصصان در باره آنها اظهار نظر نمایند. در همه این موارد جای آینده پژوهی، و به‌زبان مثل معروف «علاج واقعه قبل از وقوع»، خالی است.

     وقتی یک زلزله بزرگ اتفاق می‌افتد گروه کثیری زلزله‌شناس می‌شوند و در رسانه‌های مختلف به‌اظهار نظر می‌پردازند. بعد از چند روز از وقوع فاجعه، به‌طور معمول تب رسانه‌ای فروکش می‌کند، تا زلزله بعدی که این سناریو بار دیگر تکرار شود. کمتر اتفاق می‌‌افتد که این گروه گزارش نمایند که در فاصله دو  رخداد زلزله، چه فعالیتی در ارتباط با مسایل مختلف مرتبط با بلایای طبیعی و زمین‌لرزه داشته‌اند و چه رهنمودهایی برای کاستن از خسارت‌های فاجعه بعدی عرضه کرده‌اند؟ انتقاد صرف از یک کاستی، بعد از وقوع آن، کار به‌نسبت ساده‌ای است، به‌ویژه اگر با راهکار اجرایی برای مقابله با آن، همراه نباشد. تاسف بار اینکه گروهی از انتقاد کنندگاه امروز، خود تایید کننده و مجری برنامه‌های ناموفق دیروز بوده‌اند.

     در مورد برنامه ریزی‌های آموزش عالی در کشور نیز شرایط مشابهی وجود دارد. برنامه ریزی‌ دوره‌های آموزش عالی، کمتر حاصل یک پژوهش سامان یافته است. در چند دهه گذشته برنامه ریزی دوره‌های جدید آموزشی، و بازنگری آنها، با تشکیل جلساتی با حضور تعدادی از اعضای هیئت علمی چند دانشگاه‌، انجام می‌شد. در این فرایند اغلب جای یک نیاز سنجی و پیشنهاد اولیه، که حاصل یک پژوهش سازمان یافته باشد، خالیست. کاستی بارز دیگر، عدم مشارکت متخصصان برنامه ریزی آموزشی در این فرایند است. آینده پژوهی در آموزش عالی این امکان را به‌دست می‌دهد که نیازهای آتی صنعت و بازار کار شناسایی شده و با توجه به دستاوردهایی که در این زمینه در سطح جهان وجود دارد راهکار مناسبی برای مقابله با آن در نظر گرفته شود.

     چرا آینده پژوهی جایگاه بایسته خود را در کشور ما نیافته است؟ گروهی، برنامه ریزان در سطح ملی را مقصر می‌دانند و چنین اظهار می‌دارند که وقتی نانو تکنولوژی، بایو تکنولوژی و آی‌تی اولویت‌های اول پژوهش در سطح ملی می‌شوند، مسایل حیاتی مثل آب، بلایای طبیعی و محیط زیست از اولویت می‌افتند. گروهی دیگر بر این باورند که فرصت آینده پژوهی به‌آنها داده نمی‌شود و اگر چنین کنند کسی به‌یافته‌ها و رهنمودهای آنها توجه نمی‌کند و حتی ممکن است مورد سوال نیز واقع شوند. همین گروه چاره کار را مدد گرفتن از کارشناسان خارجی می‌دانند و چنین استدلال می‌کنند که وقتی می‌خواهیم فوتبال کشور در سطح جهان حرفی برای گفتن داشته باشد، با وجود داشتن مربیان داخلی توانا، از مربی خارجی استفاده می‌کنیم. به‌اعتقاد این گروه مربیان توانای ایرانی زمینه لازم را برای به‌اجرا در آوردن افکار و خواسته‌های خود ندارند. ولی یک مربی خارجی فوتبال یا والیبال به پشت گرمی سازمان‌های جهانی، مثل فیفا، به‌راحتی بیشتری می‌تواند دیدگاه‌های خود را عملی کند و گروه‌های صاحب نفوذ به‌سادگی نمی‌توانند در برنامه‌هایش خلل وارد کنند. با توجه به استدلال فوق این گروه بر این باورند که در بخش‌های دیگری به جز ورزش نیز می‌‌توان از خدمات کارشناسان طراز اول بین‌المللی استفاده نمود. به‌عنوان مثال، کسب مشاوره و برنامه اجرایی از کارشناسان کشورهایی که در آینده پژوهی دستاوردهای ارزنده‌ای داشته‌اند، کمک موثری به‌ارتقای جایگاه جهانی کشور در زمینه آینده پژوهی خواهد داشت.

چه باید کرد؟

به‌منظور گسترش آینده پژوهی در محیط های آموزشی، صنایع، و دیگر بخ های در سطح ملی، اقدامات مختلفی از طرف گروه‌های ذینفع، می‌تواند انجام شود.

  • کوشش جهت مستند سازی یافته‌ها:  بیشترکارشناسان و متخصصان ترجیح می‌دهند که نظرات و پیشنهادهای خود را به‌صورت شفاهی عرضه کنند. ضعف مستند سازی اغلب باعث می‌شود که از خطاهای گذشته درس گرفته نشود و به‌اصطلاح از یک سوراخ چند بار گزیده شویم.
  • برقراری سازوکاری برای رصد کردن و ارزیابی آنچه مستند شده است:  تاکنون سیستمی فراگیر برای رسد کردن کارایی پژوهش‌های انجام شده در صنعت و دانشگاه ها ایجاد نشده است. به‌عنوان مثال، مشخص نیست که:
  • چه درصدی از پژوهش‌های دانشگاهی و مقالات ISI منتشر شده توسط محققان ایرانی، به مسایل ملی می‌پردازد؟
  • چه بخشی از پژوهش‌ها واقعا به‌اجرا در آمده‌اند و چه درصدی از آنها کارایی مورد انتظار را داشته اند؟
  • سرنوشت این مقالات چه بوده؟ پیشنهادها و راهکارهای چه درصدی از آنها اجرایی شده است؟
  • پژوهش‌ها ودستاوردهای نوآورانه و آینده پژوهانه تا چه حد در سطح ملی تشویق می‌شوند؟
  • آیا آینده پژوهی و نوآوری نقشی درخور در ترفیع و ارتقاء اعضای هیئت علمی دارد؟
  • تا چه حد پژوهشگرانی که تحقیقات کاربردی موفقی داشته‌اند، برای انجام پژوهش‌های بعدی در اولویت قرار می‌گیرند؟

پیشنهاد می‌شود که دانشگاه ها و سازمان‌های مختلف، به‌طور مستقل و یا به‌طور مشترک و در سطح ملی، یک سیستم یا بانک اطلاعاتی برای مستند سازی کارایی پژوهش‌های انجام شده ایجاد نمایند و نتایج حاصل از آن را برای تصمیم گیری در مورد سمت‌گیری پژوهش‌های آتی، مورد استفاده قرار دهند.

 

منابع

[1] آینده پژوهی، دانشکده علوم و فنون نوین دانشگاه تهران  http://ayandehpajoohi.com

[2]  ویکی پدیا   https://fa.wikipedia.org/wiki

ح. م.، بهمن 1395